عبد الرضا سالار بهزادى
280
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
حضرت مستطاب و الا روحى فداه جهت سركار مرحمت فرمودند كه مخلص به جهت ايشان 277 بفرستد ، مخلص هم نزد پسر پدرسوخته مير شير فرستاد كه زود از راه سرحد چادرها را بياورد در اردوى سركار به گماشتگان سركار تحويل بدهد . پدرسوخته چادرها را در فهرج فرستاده ؛ مخلص به ملاحظهء اينكه شايد حالا ديگر چادرى لازم نباشد ارسال نداشت ، يعنى به جان عزيز خود سركار كه همان باربردارى كه اين چادرها را حمل كند و بياورد نبود ، و الا فرستاده مىشد . زياده تصديع است . مجدد عرض مىشود ، غلامعلى بيك و حاجى آقا هم وارد فهرج شدند ، لكن نصف بارهاى آنها هم در سرباز 278 مانده است ، گويا همان پارچههاى ملبوس سرباز در سرباز مانده ، اينجا وارد نشده بودند كه نمونه از آنها خدمت سركار ارسال دارد . از قرارى كه حاجى آقا مذكور داشت پارچههاى ملبوس جيم رنگ ترياك و ديگرى جيم رنگ خاك است . همين دو رنگ مال ملبوس است ، اطلاعا عرض شد » . نقش مهر پشت نامه : « سلام على ابراهيم » . 83 يادداشت ضميمهء نامهء قبلى : « مطلب ديگر قبض ماليات سنهء آتيه بلوچستان را بندگان حضرت مستطاب و الا روحى فداه از مخلص گرفتند ، لكن هرچه كردند مخلص چيزى علاوه قبض بدهد ، نداد . همان عملى كه در زمان حكومت صاحبديوان شده و قبض داده بوديم ، به همان قرار قبض داده شده ، مگر اينكه سيصد تومان علاوه قبض براى بهجت الملك 279 گرفتهاند . همين مبلغ علاوه بر عمل شده ، ديگر چيزى علاوه قبض ندادهام . مطلبى ديگر هم هست مخلص به خط خود مىنويسد ، ان شاء اللّه ملاحظه فرموده مستحضر خواهند شد . خيلى اصرار كردند كه چيزى علاوه كنند ، مخلص قبول نكرد . وضع بلوچستان اينطور شده است كه سال به سال چيزى افزوده مىشود و چيزى كسر نمىكنند و مباشرين و عمال بلوچستان هم همين است كه يكى يكى از ميدان بيرون مىروند ، عاقبت زحمت و مرارت بلوچستان به گردن ماها خواهد ماند . اطلاعا عرض شده خواستم به خط خودم مختصرى به سركار بنويسم ، چون مصلحت نبود عرض نشد ، ان شاء اللّه زمان تشريف آوردن سركار عرض خواهد شد . يك كيسه سربسته لاك كرده از توى خانهء مقرب الحضرت العليه نورچشمى على اكبر خان 280 براى سركار فرستادهاند ، اينك به توسط جمازه سوارى از آدمهاى تاج محمد خان ارسال نمود كه خدمت سركار بياورد . اگرچه مطلب زياد بود لكن صلاح در نوشتن ندانستم در حاشيهء بالاى كاغذ به خط خود ابراهيم خان ميرپنجه نوشته شده است : « فقرهء قادربخش بايد اين سفر بگذرد ، اگر نگذرد قلبا حضرت و الا خيال برايش وارد مىآيد . بعضى اطلاعات ديگر هست ، در نوشتن شايسته ندانستم » . نقش مهر پشت نامه : « سلام على ابراهيم » .